الشيخ لطف الله الصافي الگلپايگاني
146
الهيات در نهج البلاغه (فارسى)
آن را شرح كرديم . در پايان براى مزيد فايده ، صدر روايتى را كه صدوق رحمه الله از هشام بن سالم ، و او از حضرت صادق عليه السلام ، و ايشان از پدر بزرگوارش امام محمّد باقر عليه السلام روايت نموده است ، در اينجا نقل مىنماييم : مردى از حضرت اميرالمؤمنين عليه السلام سؤال كرد : « يا اميرالمؤمنين بما عرفت ربّك ؟ » ( يا اميرالمؤمنين به چه چيز [ و چه راه ] پروردگارت را شناختى ؟ ) فرمود : بفسخ العزم ، و نقض الهمّ ، لمّا أن هممتُ فحال بيني و بين همّي ، و عزمت فخالف القضاء عزمي ، فعلمت أنّ المدبّر غيري . به فسخ عزم و شكسته شدن همّ و نيّت [ پروردگارم را شناختم ] . چون قصد و نيّت كردم ، ميان من و ميان همّ و نيّت من حايل شد و چون عزم كردم ، قضا [ و حكم الهى ] با عزم من مخالفت نمود . پس دانستم كه تدبيركننده غير از من است ( يعنى خداوند متعال است ) . « 1 » چنان كه ملاحظه مىكنيد ، اين حديث نيز نظر ما را در شرح حديث نهجالبلاغه تأييد مىنمايد . و چه نيكو گفته است انورى ابيوردى : اگر محوّل حال جهانيان نه قضاست * چرا مجارىِ احوال بر خلاف رضاست كسى ز چون و چرا دم همى نيارد زد * كه نقشبند حوادث وراى چون و چراست بلى قضاست به هر نيك و بد عنانكش خلق * بدان دليل كه تدبيرها جمله خطاست
--> ( 1 ) . خصال صدوق ، ج 1 ، باب الاثنين ، ص 33 ، چاپ علىاكبر غفارى .